|
تو رفتی و هنوز خیالت با منه...
|
|
|
خدا
هر لحظه که در خاطرم آمدی
به خود پیچیدم و اشک ریختم
دعا کن زیاد در خاطرم نیایی
چون "دق" خواهم کرد
|
|
|
|
| |
|
چقدر سخته کلامت ساده پرپر شه نتونی ناجی اش باشی
|
|
|
خدا
دستم را که در جیب هایم میگذارم دلم میخواهد کل خیابان را قدم بزنم
آدمکها
عمق نگاهاشان چه چیز را در من جستجو میکند نمیدانم
غرق میشوم درون آنچه "من" است و از من دور

و من هنوز دارم تنهایی ام را قدم میزنم.
پ.ن:دلم ۲۴ تا شمع روی کیک میخواهد که فوتشان کنم.
|
|
|
|
| |
|
پرواز بیاموز
|
|
|
خدا

همیشه رفتن رسیدن نیست ولی برای رسیدن باید رفت...
در بن بست راه آسمان باز است...
پرواز بیاموز .
پ.ن:هنوزم با یادت گریه میاد سراغم.
|
|
|
|
| |